روز 1


روز اول همه چیز یه بازی کثیف همه میخواستن تو این بازی بنده باش و تنها چیزی که من میخواستم ارامش بود وقتی ارامش رو از من گرفتن دیگه چیزی برای از دست دادن نداشتم مسخرست پیش خودت فکر میکنی شاید از این بدتر نشه ولی دقیقا میشه
جایی که داری از حال میری و انرژی براتون نمونده همونجا باید بیشتر بجنگی
هیچ کسی واقعا نمیتونه بفهمه چی میکشی
همه از دور میبیننت فکر میکنن خوبی و اوضاع اوکی
ولی میدونی اتیشی که داره از درون میسوزه قرار دهن خیلی هارو سرویس بکنه
من از اینکار شاید لذت نبرم چون اون رو بهم بر نمیگردونه
ولی باید انجامش بدم
حالا چون اون نیست مبنی بر این نیست کسایی که اینکارو کردن باید بمونن
من تایین نمیکنم کی لایق موندن ولی اون لایق رفتن نبود حداقل نه اینجوری
من اینکارو بخاطر ارامش گرفتنش نکردم
فقط بخاطر کینه ای که ازشون دارم
هرکسی که اون شب تو خانه نفس کشید باید توی لیست من قرار بگیره بعید میدونم لیست کوتاهی باشه
میدونم باید از کجا شروع بکنم سختی این کار من رو کلافه نمیکنه باید انجامش بدم بیشتر حرف های مفتی که بقیه میزنن حوصله سر بره فراموش کنم ؟ مگه میشه هیچ کسی نمیتونه انقدر راحت فراموش کنه و به زندگی جدیدش برسه
حداقل من نمیتونم اینکارو بکنم من هیچ وقت اون رو فراموش نمیکنم
اون ارامشم بود بین این بتل رویال مسخره
بکذریم باید اطلاعات نفر اول رو پیدا بکنم بهش میخوره از اون ادم های احمق باشه که رمز کارت بانکیش 1234 و رمز همه اکانت های مدیاش سال تولد دخترش
میدونم دخترش گناهی نداره و باید یه زندگی عادی داشته باشه ولی اینش به من ربطی نداره پدرش لایق یه زندگی نورمال نیست همونجور که وجدان بیداری نبود
هممممم شاید پیش خودت فکر کنی نمیشه انقدر سنگ دل بود
اره میشه بزار دنیات رو ازت بگیرن انوقت برات عادی میشه
روز اول تمام میشه امشب
وجدان بیداری رفت

آخرین دیدگاه ها

هنوز نظری درج نشده است. شما اولین نفر باشید.

ثبت دیدگاه شما

نظر خود را درباره این مطلب بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.